کاروانسرای گمرک از کاروانسراهای شیراز است که در محله درب شاهزاده و در نیمه شمالی شرق بازار وکیل قرار گرفته است. این کاروانسرا از بناهای کریم خان زند است. ورودی این کاروانسرا دارای یک کانه پوش است که مقرنس های گچی دارد و دری قدیمی نیز دارد. راهرویی کو
برچسب: کاروانسرای,کاروانسراهای,شاهزاده, نویسنده: علی مقدم تاريخ: يکشنبه 30 مهر 1396 ساعت: 2:09
برچسب: اثرباستانی,کیلومتری, نویسنده: علی مقدم تاريخ: يکشنبه 30 مهر 1396 ساعت: 2:09
برچسب: نویسنده: علی مقدم تاريخ: يکشنبه 23 مهر 1396 ساعت: 14:44
برچسب: درفهرست, نویسنده: علی مقدم تاريخ: يکشنبه 23 مهر 1396 ساعت: 14:44
با آنکه معماری این سرزمین تاریخی چندهزارساله دارد اما تلاش های صورت گرفته برای معرفی و شناسایی آنها سابقه چندانی ندارد و چند دهه است که محققان و باستان پژوهان درصدد برآمده اند تا غبار گذشته قرون را از این گوهرهای پاک بزدایند..متاسفانه گاه در طول تاریخ دیده شده است که براثرانقطاع فرهنگی و بی توجهی نسلها رشته های هنری فراوان در کشور دچار آسیب و خسران شده است و در آن دورانها گاه لزومی بر شناخت و توجه به آنها دیده نشده است.شاید اگر بی توجهی مردم در دوران های قاجار و صفوی به میراث گذشتگان شدید نبود امروز وضعیت میراث فرهنگی و داشته های تاریخی مان بیشتر و مصونتر نمود می یافت.هروقت رشته های اصالت فرهنگی و میراث گسسته شد این نشانه های بی ریشگی رشد فزونی تر یافت.توجه به معماری و بافت های کهن آن سالیان سال از دسترس محققان بی نصیب ماند بسیاری از بناها تخریب شدند وخاطرات تلخ و شیرین سرزمین ما با معماری آنها دفن شد.بی علاقه گی مردم به این خانه ها و تحقیر شمردن آنها ضربه های مرگباری به بافت های تاریخی وارد نمود.بناها فروریختند و سازه های مدرن جایگزین گردیدند.مالکان بناهای تاریخی به دلیل از هم گسستگی بافت و تخریب ها و نیز به دلیل نبود بودجه کافی و عدم حمایت دولت در بازسازی آنها،کمر به تخریب و همت به فروش آنها نهادند.برخی از خانه های تاریخی خوش شانس بودند و نابود نشدند اما مورد توجه هم قرار نگرفتند. بسیاری بد شانس بودند و خیلی زود فروخته شدند و عمدآ زمینه های از بین رفتن شان فراهم گردید.خانه سمساردر میدان چخماخ با قدمت قاجاری شاید خوش شانس بود که توسط یک بانوی آلمانی خریداری شد و مورد مرمت و بازسازی قرار گرفت.خانه ای که بخش اعظمی از فضاهای آن به دور حیاط جمع شده اند.بستر طرح بنا مستطیل شک
برچسب: نویسنده: علی مقدم تاريخ: يکشنبه 23 مهر 1396 ساعت: 14:44
برچسب: عشقدوره,صفویشهرستان,عشقشماره, نویسنده: علی مقدم تاريخ: شنبه 22 مهر 1396 ساعت: 0:43
وقتی ببینی مردم جامعه ای (البته عده ای)ندانند چی دارند و آنچه دارند به درد چه می خورد خودت را هم بکشی،بزنی، به قول قدیمی ها توفیری ندارد.برو آسمان بیا زمین،داد بزن ،بنویس ،ننویس،فایده ندارد که ندارد.این جماعت نه گوش دارند و نه هوش و حواس،این جماعت نه هنگ (وقار) و شخصیت) دارند و نه فر (شکوه و بزرگی)اصلآ اگر بگویم میراث فرهنگی در دام و چنگال بی فرهنگی عده ای بی فر هنگ افتاده و گیر کرده باور می کنی؟ درسته که در قرن حاضر انواع بیماری های عجیب و غریبی ظهور کرده است که لاعلاج هستند. آخر روی دیوار و بدنه آثار تاریخی نوشتن چه نوع بیماری است؟آیا وندالی بیماری روحی نیست.؟این هم دردی است که برخی دارند به هر بنایی می رسند به هر نقش برجسته ای می رسند.به هر پل تاریخی که می رسند با هر چیز تاریخی که روبرو می شوند خنجر از رو می کشند و خراش می دهند.این ها هم عاشقان درد و مرگند ظاهرآ اینها در زندگی دنبال مرهم نیستند .این جماعت را درد بیدرمانشان را مرگ درمان میکند.
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۶ساعت 16:5  توسط وارنا
|
برچسب: نویسنده: علی مقدم تاريخ: شنبه 22 مهر 1396 ساعت: 0:43
اگر بگویم همه انسانها ذاتآ باستان شناس هستند به گزاف سخن نرانده ایم چرا که انسان از زمان ظهور برکره خاکی همواره دوست داشته است بداند که جهان چگونه حاصل شده و تبار آدمی ازخود چه باقی نهاده است. انسانها ذاتاً باستان شناس هستند چون نسبت به شناخت خاستگاه هر چیزی تمایل دارند. بنابراین با توجه به اینکه آثار تاریخی هویت و اصالت یک ملت هستند باید در راستای حفظ و حراست از این آثار توجه ویژه و خاصی انجام شود.از هزاره های کهن حضور تاریخی انسان در جهان چونان «وجودی» تاریخی شده و تاریخمند، فرهنگپذیر و فرهنگساز،مطرح بوده است.انسان وقتی ذاتآ باستان شناس است لذا ذاتآ میراث و فرهنگ ریشه های خود را دوست دارد و به آن عشق می ورزد.مواظب باشیم که با نابودی آنها جامعه را از درون تهی نکنیم زیرا فرهنگها و جامعهها نیز مانند انسان وقتی کر و کور و لال میشوند و عقلانیت را نیز از کف میدهند، واقعیت را نمیبینند؛ چون در چنین جامعه ای نه چشمی برای دیدن است و نه گوشی برای شنیدن و نه دهانی و زبانی برای گفتن. در زندگی ما آدمیان بهطور اخص و حیات جامعهها و فرهنگها بهطور اعم، هیچ شکستی تأسفبارتر و هیچ فاجعهای خسارت بارتر از این نیست که رهی را آنچنان کژ رفته و پیموده باشیم که دیگر توانایی شنیدن و دیدن و گفتن را از یاد برده باشیم و وقتی چنین شد راه تعقل و تفکر به روی ما مسدود میشود. در قرآن شریف این آیه هشدار سنگینی به همه انسانها، به همه جامعهها و فرهنگها و به همه نسلها در همه دورههاست که «صمٌ بکمٌ عمی فهم لا یرجعون».
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۶ساعت 20:2  توسط وارنا
|
برچسب: نویسنده: علی مقدم تاريخ: شنبه 22 مهر 1396 ساعت: 0:43